کارتون یونیکو – تک شاخِ موقرمزی

unico-saeedsun (42)

كاوه مظاهري: از سينما بيرون آمديم، سينما بلوار. تا يک هفتة بعدش من «باد غرب» بودم و داداشم «باد شب». من چادر نماز مامان، همان سفيد گل گليه را مي‌انداختم روي شانه‌ام و از اين طرف هال به آن طرف مي‌دويدم تا باد زيرش بيفتد و روي هوا شناورش کند، مثل باد غرب. داداشم هم با باراني بلند و سياه بابا از من تقليد مي‌کرد، باد توي باراني مي‌پيچيد و آن را شبيه بال‌هاي سياه باد شب مي‌کرد، ترسناک و رعب‌آور. پسر همساية روبه‌رويي مي‌شد خدايانِ حسودي که يونيکو را به سرزمين فراموشي تبعيد کرده بودند و متکاي روي تختم مي‌شد همان کره اسب تک‌ شاخ دوست‌داشتني که من مدام با خودم به اين طرف و آن طرف مي‌بردم‌اش. سر يک هفته من مي‌شدم متکا، متکا مي‌شد خدايان، داداشم مي‌شد بچه‌سنگ و تختم مي‌شد باد غرب.

خيلي‌ها روي حساب زبان‌داني‌‌شان هنوز هم ادعا مي‌کنند که يونيکو غلط است و اسم آن کارتون يونيکورن (يعني تک ‌شاخ) بود، ولي براي من آن تک شاخ کوچولوي سفيد هنوز هم همان يونيکو است، چه درست چه غلط، مثل همان قديم‌ها، همان موقعي که دلم با يک متکا و يک تخت و چهار تا اسم الکي و يک کارتون زلم زيمبويي خوش بود، زماني که ته دل مردم هنوز جايي براي سينماها بود و لابه‌لاي صندلي‌هاي سينماها جايي براي بچه‌ها. همان موقع که «مدرسه موش‌ها» گيشه‌ها را مي‌ترکاند، سينما گلريز «لوک خوش‌شانس و دالتون‌ها» را پخش مي‌کرد و پرفروش‌ترين فيلم سال «گلنار» مي‌شد. ديگر خبري از آن چيزها نيست، نه سينماها بچه‌ها را تحويل مي‌گيرند و نه بچه‌ها سينماها را. کمتر بچه‌اي براي تماشاي «کلاه ‌قرمزي و سروناز» هم دمار پدر و مادرش را درمي‌آورد تا به سينما ببرندش. عصر ديجيمون همين است ديگر. يونيکو براي همان دوران بود: دوران طلايي. او تک‌ شاخ کوچولويي بود که قدرت عجيبي در خوشحال کردن دل مردم داشت. هنوز هم کسي نمي‌داند که اين قدرت جزو خصوصيات شخصيتي‌اش بود يا به مدد شاخ‌اش چنين قدرتي را به دست آورده بود. اين قضيه باعث حسادت خدايان مي‌شود، به عقيدة آن‌ها فقط خدايان هستند که بايد تعيين کنند چه کسي خوشحال باشد و چه کسي ناراحت. آن‌ها يونيکو را به «سرزمين فراموشي»‌، جايي در انتهاي کرة زمين، تبعيد مي‌کنند و به باد غرب دستور مي‌دهند که او را به آن‌جا ببرد. باد غرب نمي‌تواند اين تقدير تحميلي که براي موجود بي‌گناهي مثل يونيکو رقم خورده را تحمل کند، بنابراين تصميم مي‌گيرد که برخلاف نظر خدايان مدام او را از جايي به جاي ديگر ببرد تا از غضب آن‌ها در امان باشد. بعد از تو زرد در آمدن باد غرب، خدايان «باد شب» را مأمور مي‌کنند که کار را تمام کند، بادي بدجنس که به پيروي از آيين انيميشن‌هاي مانگا رنگي به شدت تيره داشت.

هيچ‌وقت نفهميدم که آن مقر پر از سنگِ بچه‌سنگ کجا بود، يونيکو کجا زندگي مي‌کرد، بادِ غرب و شب از کجا مي‌آمدند و آن قصر آخر فيلم کجاي اين کرة خاکي بود. همه چيز در يک انتزاع ابدي و ازلي مي‌گذشت، در يک ناکجاآباد مرموز و عجيب. عاشق همين مرموزيت‌اش بودم، عاشق آن بچه‌سنگِ آبي رنگي که متحول مي‌شد و يونيکويي که پاک مي‌ماند و باد غربي که مدام کمکش مي‌کرد. بچه‌سنگ (با اسم واقعي بيزل که يک جورهايي بهترين دوست يونيکو هم به حساب مي‌آمد) به دم فلش مانندش قانع نبود و شاخ افسانه‌اي يونيکو را مي‌خواست تا بر همه‌چيز و همه‌کس مسلط باشد. چائو، همان گربه سياه و کوچولو هم دوست داشت به جاي گربه، يک زن جادوگر بود. يونيکو هم به هيچ کدام «نه» نگفت، چائو را تبديل به يک دختر زيبا کرد و شاخ‌اش را براي مدتي به بچه سنگ قرض داد.

هر وقت من و داداشم از يونيکو حرف مي‌زديم با چند جفت چشم متحير و متعجب روبه‌رو مي‌شديم، انگار هيچ‌کس آن را نديده بود، نه توي سينما نه تلويزيون. هر وقت اين اتفاق مي‌افتاد خوشحال‌تر مي‌شديم، خوشحال از اين که خاطره‌اش فقط محدود به جمع کوچکي مي‌شود، يک جمع شايد هزار نفري توي چند ميليون بچه‌اي که به راحتي مي‌توانستند در اين خاطره سهيم باشند. انگار ديدن آن هم مثل فضايش رؤيايي بيش نبوده، رؤيايي از روزهاي خوشي که ديگر هيچ‌وقت تکرار نمي‌شود.

يونيکو از کجا آمد؟

تک‌شاخ‌ها اصالتا مربوط به افسانه‌هاي قديمي، به خصوص الهه‌هاي يوناني مثل پگاسوس (اسب بالدار) هستند. خود اوساما تزوکا، خالق يونيکو، گفته فيلم سينمايي «ماجراهاي عجيب يونيکو» هم از آن افسانه‌ها گرفته شده. يکي از آن‌ها داستان کوپيد و سيکه است. کوپيد خداي عشق بود که به صورت کودک مجسم شده و سيکه هم خداي زيبايي است که کوپيد به دام عشقش گرفتار مي‌شود. ظاهرا يونيکو ترکيبي از کوپيد و سيکه بوده و داستان تبعيد او توسط خدايان هم مربوط به افسانه‌هاي ديگر مي‌شود. کاراکتر يونيکو، يعني همان بچه تک شاخِ مو‌قرمز، اولين بار توي کميک‌استريپ‌هايي که تزوکا بين سال‌هاي 1976 تا 1979 توي مجلة «ليريکا» مي‌کشيد، ديده شد. بعد از ساخت سري کارتون‌هايي که کمپاني OAV از روي اين کميک‌استريپ‌ها براي تلويزيون درست کرد، کمپاني «تزوکا» و سانريو با Madhouse تصميم گرفتند که يک فيلم سينمايي با محوريت يونيکو بسازند و نتيجة اين تصميم «ماجراهاي عجيب يونيکو» شد که 14 مارچ 1981 توي ژاپن اکران شد. تزوکا خودش فيلم را کارگرداني کرد و ماساکي تموجي فيلم‌نامه‌اش را نوشت. دومين فيلم يونيکو که هيچ‌وقت براي ما پخش نشد «يونيکو در جزيرة جادو» بود که توسط موريبي مورانو کارگرداني شد و دو سال بعد از فيلم اول توي سينماها اکران شد. کاراکترهاي فرعي فيلم دوم، خيلي بيشتر از اولي است و برخلاف قسمت اول که فقط شمه‌اي از باورهايي بودايي را در دل داستان پياده کرده بود، قسمت دوم به شدت تحت‌تأثير اعتقادات بودائيستي است.

دانلود:  تیتراژ ابتدایی

4 دیدگاه

  1. سلام کاوه………….هنوزم باورم نمیشه یه بچه دیگه مثل من تمام اینا که گفتیو تجربه کرده باشه ……….هنوزم یه لبخند احمقانه روی لبم هس بعد یکساعت……….. منم با پدرم رفتیم سینما اینو دیدیم خیلی گشتم وگریه کردم ولی هیجکس نمیفهمید چی میخام وکجا دارن بره برام عروسک یا کارتونشو بخره…………. تا بالاخره بزرگ شدم الان 35 سالم هس توام ختما هم سن منی …خیلی گشتم ولی فقط با دوبله راپنی و کیفیت خراب تو یوتیوب بود تا الان دیدم بعد مدتها تو زدی دانبود دوبله ….شیطون خیلی خوشالم کردی ولی اومدم دیدم هیچ چی اینجا نیس جز احساساتی عین ماله خودم……. البته دو ساعت قبل موفق شدم دوبله انگلسی شو دانلود کنم داشتم دنبال زیر نویس میگشتم … الانم دل تو دلم نیس تا ببینمش……….کاش توام اینجا بودی تا باهم نگاه میکردیم………..

    • کارمند محتوی گذار 2

      سلام، واقعا از خوندن نظرتون خیلی خوشحال شدم..
      خیلی ها مثل ما هستن که واقعا از دیدن و از یادآوری خاطرات سالهای کودکیشون لذت میبرن…
      بهرته بگم ما دهه 60 تی ها…
      به هنگام فرستادن این متن و عکسها توی سایت خدایی خیلی گشتم دنبال کارتون ، البته دنبال دوبله فارسیش بودم، ولی هیج جا پیدا نکردم…
      اگر پیدا میکردم صد در صد برای دانلود میذاشتم تا ادمها یاد خاطرات شیرین کودکیشون بی افتن…
      منم دلم لک زده برای اینکه یه بار بشینم و این کارتون و خیلی از کارتون های زیبای اون دوران رو ببینم…
      کامنتت بازم منو پرت کرد به اون دوران…
      مرسی ازت سحر خانوم…

  2. راستی اگه جایی دوبله یا زیر نویسشو میدونی هس بگو دانلود کنم مرسی………

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.